مامان جونمامان جون، تا این لحظه: 42 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره
عشق مامان و بابا عشق مامان و بابا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

آروین عشق زیبای ما

2 اردیبهشت ماه 94

بابایی رفته مشهد و من خونه مامان فرزانم ساعت 6 صبح از خونه اومدیم بیرون که صبح نوبت سونوگرافیم  بشه و عصرم برم دکتر خلاصه حدود ساعت 11 بود که نوبتم شد. دل تو دلم نبود هم دلم میخاست ببینمت هم هیجان اینکه قد و وزنت چقدره رو داشتم !!!!!! پشت در اتاق یه آیت الکرسی خوندم و رفتم داخل دکتر شروع کرد به دیدنت ماشاله بزرگ شدی و دیگه خیلی مشخص نیستی تو دستگاه!!! ولی قربونت برم که قد و وزنت عالی بود. حالا تا روز زایمانم بیشترم میشی ایشاله قد 49 سانت وزن 3 کیلو                            &...
13 ارديبهشت 1394

22 فروردین ماه 94

از هفته دوم عید رفته بودم سر کار امروز هم طبق معمول شنبه بود و من عازم محل کار وقتی رسیدم شرکت گویا یکی از همکارا که از هفته پیش آبله مرغان گرفته بود و نیامده بود . امروز اومده بود شرکت. خلاصه به من زنگ زدن که نیا خطرناکه . منم تا ظهر صبر کردم  تا بابایی اومد دنبالم . خواست خدا بود که از امروز دیگه نرم سر کار و استراحتم و زودتر شروع کنم!!!!!!!!!!!!                                               ...
13 ارديبهشت 1394

15 فروردین ماه 94

امروز نوبت دکتر داشتم با بابایی رفتیم  مطب وزن 72 فشار 12.5 که دکتر کلی دعوام کرد که چرا دوغ و خیار شور و نمک خوردم!!!!!!!!!!!!! دکتر برام سونو نوشت که حدودا اوایل اردیبهشت انجام بدم و با جوابش ببرم براش نوبت بعدی برای 2 اردیبهشت گرفتیم   ...
13 ارديبهشت 1394

4 فروردین ماه 94

امروز برای چکاپ با با بابابیی رفتیم بیمارستان یه ماما اونجا بود که گفت تکون چقدر میخوره؟ گفتم والا خیلی تکون حس نمیکنم  ولی میخوره خب!! گفت پس باید یه نوار قلب بگیرم . یه دکمه هم داد به من که هروقت تکون خوردی فشارش بدم. خودشم با ضربان قلبت تکونا رو ثبت میکرد که بعدش ببینه من چقدر حس  میکنم یا تکونات در حد نرمال هست یا نه!!! شروع کردم به فشار دکمه با هر تکونت بعد از 20 دقیقه اومد چک کرد من 7 بار حس کرده بودم. دستگاه هم هفت بار ماما گفت خب خوبه که!!!!!!!!!!! و حسابی خداروشکر کردم   ...
13 ارديبهشت 1394

1 فروردین ماه 94

                                                         سلام عزیزم عیدت مبارک دیشب ساعت 2.30 سال تحویل شد از خدا خواستیم امسال سال خیلی خوبی برامون باشه و عشقمون به سلامتی و دل خوش بیاد بغلمون دیگه عید امسال همش میخام استراحت کنم که حسابی کپلی بشی !!!!!!!!!      ...
13 ارديبهشت 1394

26 اسفند ماه 93

امروز نرفتم سر کار و موندم خونه از دکتر اکی گرفته بودم برای رنگ کردن موهام! خلاصه بعد 9 ماه موهامو رنگ کردممممم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشگل شدم .   شما هم که ماشالهههههههههه کلی تکون خوردی تا من داشتم رنگ میکردم موهامو!!   ...
27 اسفند 1393

19 اسفند ماه 93

امروز باید جواب آز گلوکوز و سونو رو ببرم به دکتر نشون بدم از شرکت با آژانس رفتم آزمایشگاه و بعدشم مطب کلی طول کشید تا نوبتم شد دکتر جواب آز رو نگاه کرد و همچنین جواب سونو . خداروشکر مثل همیشه همه چی اکی بود وزنم شده بود : 70 کیلو! فشارمم نرمال دکتر گفت 3ام یا 4ام فروردین برای چکاب برم بیمارستان. بعد برای 15 ام نوبت مطب داد بهم   ...
27 اسفند 1393

16 اسفند ماه 93

امروز صبح با بابایی مهربونت  رفتیم سونوگرافی و نوبت گرفتیم برای عصر عصری از شرکت رفتم سونو و نوبتم شد و دراز کشیدم! دکتر شاکری دستگاه رو گذاشت رو دلم و گفت نینی نشسته تو دلت!!!!!!!!!! عزیزممممممممممممم یعنی بجای اینکه دراز بکشی به حالت عمودی تو دلم نشستی ولی صورت خوشگلتو ندیدم !! بسکه شیطونیییییییییی و اینشکلی نشستی!! قدت : 40 سانت وزنت : 1500 کیلوگرم   ...
27 اسفند 1393