مامان جونمامان جون، تا این لحظه: 42 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
عشق مامان و بابا عشق مامان و بابا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

آروین عشق زیبای ما

ماه دوم

تولد دو ماهگیت مبارک عشقم ماه دوم زندگیت حسابی من و بابایی باهات کیف کردیم. شبا که برای شیر بیدار میشدی بابایی هم پا به پای من بیدار میشد و باهات حسابی حرف میزد و تعریف میکرد من و بابایی و مامان فرزانه رفتیم و دکتر نعیمی ختنه ات کرد چقدر من گریه کردم بماند اما خداروشکر اصلا خودت اذیت نشدی بعدش اولین سفر سه نفرمون رو رفتیم. مشهد .... نیشابور. واقعا چقدر خوش گذشت با این تفاوت که تو جمع همیشگی 4 نفرمون شما هم بودی. گردن بابایی و هم خوردیییییییی جوری که بد جاش مونده بود. آخه خیلی راحت تو بغلش خوابت میبرد. یه روز هم رفتیم رستوران هتل توس که من و بابایی ماه عسل رفته بودیم     ...
25 آبان 1394

ماه اول

اول از همه تولد یک ماهگیت مبارک عزیزم یک ماه از اینکه کنارمون هستی میگذره. خیلی خوب همه چی عالی. خداروشکر من و بابایی هم باهات عشق میکنیم شب 6 و مراسم اذان رو خونه پدر بزرگ گرفتیم خیلی هم همه چی عالی و خوب تو این یک ماه حسابی گردش و پیک نیک هم رفتیم ،تو محوطه دانشکده کشاورزی تربیت مدرس میریم که شلوغ نباشه و اذیت نشی، تو هم به قول بابایی اکسیژن هست و آروم میشی و راحت میخابی اونجا شبا هم کنار مامان فرزانه میخابی قربونت برم. وقتی شب برا شیر بیدار میشی بابایی هم بیدار میشه و کلی باهات حرف میزنه طوری که خواب از سرت میپره کلا تا 23 روزگیت مامان فرزانه کنارمون بود و حسابی بهت رسید عشقم ، چه شبا چه روزا تا من...
25 آبان 1394