ماه دوم
تولد دو ماهگیت مبارک عشقم 

ماه دوم زندگیت حسابی من و بابایی باهات کیف کردیم. شبا که برای شیر بیدار میشدی بابایی هم پا به پای من بیدار میشد و باهات حسابی حرف میزد و تعریف میکرد

من و بابایی و مامان فرزانه رفتیم و دکتر نعیمی ختنه ات کرد 
چقدر من گریه کردم بماند اما خداروشکر اصلا خودت اذیت نشدی بعدش


اولین سفر سه نفرمون رو رفتیم. مشهد .... نیشابور. واقعا چقدر خوش گذشت با این تفاوت که تو جمع همیشگی 4 نفرمون شما هم بودی. گردن بابایی و هم خوردیییییییی جوری که بد جاش مونده بود. آخه خیلی راحت تو بغلش خوابت میبرد.




یه روز هم رفتیم رستوران هتل توس که من و بابایی ماه عسل رفته بودیم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ماه دوم
