ماه هشتم
تولدت مبارک عشق مامان

این ماه هم حسابی دلبری میکنیا مامان جونم
یه روز رفتیم با مهشید جون ارگ تجاری و شما اولین نهار بیرون رو خوردی




شب یلدا مبارک. اولین شب یلدای زندگیمون رو باهم بودیم گل من، در کنار مامان فرزانه و پدربزرگ و خاله جون آزاده و رونیکا و خاله جون غزاله و عمو جلیل

چهار پنج روز هم رفتیم مشهد و نیشابور به یاد اون سفرمون. جای بابایی بسیار بسیار خالی بود.
قربونش برم که حسابی غریبی کردی و چهار روز و کامل به خودم چسبیدی 





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ماه هشتم
